الشيخ محمد الصادقي الطهراني
212
رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)
محقق شود و وزر و و بال نظراتشان گريبانگيرشان گردد . و علينا الاالبلاغ . گزارشى از موارد هشتگانه زكات مسألهى 471 - اوّل ، فقرا : و آنها كسانى هستند كه از شدت تهىدستى گويى كمرشان شكسته و توان هيچگونه حركتى را در راستاى زندگى اقتصاديشان ندارند . مسألهى 472 - دوم ، مساكين : و آنها كسانى هستند كه حالشان بهتر از فقرا است ، كه آنها كمر شكسته و اينها زمينگيرند . مسألهى 473 - سوم ، والعاملين عليها يعنى كارمندان و كسانىكه زكوات را جمع آورى و بهاهلش مىرسانند كه در اينفرض بايد مطابق سعيشان و رفع نيازشان بهآنها داده شود ، نه اينكه در مصارف شخصيّه خود را مالك و مطلقالعنان تصور كنند ، بلكه در اينمورد هم چنانچه طبق آيهى شريفهى : « مَنْ كانَ غنّياً فَلْيَسْتَعْفِفْ وَ مَنْ كانَ فَقيراً فَلْيَأ كُلْ بِاْالمَعْروفُ » عمل نمايند بسى شايسته است ، والّا چنانچه بههر نحوى هرگونه حقى از فقرا در جامعهى اسلامى ضايع گردد جداً مسئوليت آن بهعهدهى كسانى است كه قصور يا تقصير نموده باشند . بهعلاوه كه اين موضوع حقالناس است و حقالناس هم در قيامت قابل بخشش و شفاعت نيست . مسألهى 474 - چهارم ، الْمُولفة قُلُوُبهم يعنى كسانى كه شايسته يا بايسته است دلهاشان بهوسيله پرداخت بخشى از زكات بهاسلام متمايلتر شود كه از پيش بهاسلام نزديك شدهاند و يا بهگونهاى فراگير و بهمنظور نزديك شدن بهاسلام پس از بيان حق پرداخت شود ، بهويژه براى كسانى كه با پذيرش اسلام از ناحيه اقوام و دوستان طرد و در نتيجه تهىدست گردند . و يا دچار ضعف مالى شوند ، و بالاخره نقصانى در جهت اقتصاديشان پيش آيد . مسألهى 475 - پنجم ، و فىالرقاب يعنى در راه آزاد كردن گردنهايى دربند ، كه در گذشته بيشترشان غلامان و كنيزان زرخريد بودهاند ، و اكنون كه غلام و كنيز زرخريد وجود ندارد ، مصاديقش تمامى كسانى هستند كه از نظر مالى دربندند و مىتوان آنها را با پرداخت سهمى از زكات از بند نجات داد ، همانند زندانيان بىگناه و حتى با گناه و پشيمان و كسانىكه اسير قرض و بدهكارى هستند و راهى هم بهجايى ندارند .